به گزارش آلاچیق خبر ، شورای اسلامی شهر اصفهان در دوره ششم، وارد چهارمین سال خدمت خود شده است و در این ماههای پایانی تمام هم و غم 13 عضو شورا، تداوم خدمت خالصانه و صادقانه به مردم کلانشهر اصفهان همچون سه سال گذشته است. در سه سال عمر شورای اسلامی شهر، تصمیمهای خرد و کلان مهمی گرفته شده است تا شهر در مسیر پیشرفت حرکت کند و نتیجه این تصمیمها، شهری برای زندگی باشد. «روایت تصمیم» نمایی است از مهمترین برنامهها و تصمیمهای پارلمان شهر برای اداره هرچه بهتر کلانشهر اصفهان که از زبان اعضای شورای اسلامی شهر شنیدنی است. در بخش دوم، مجید نادرالاصلی رئیس کمیسیون ویژه آب و مناطق کم برخوردار شورای اسلامی شهر اصفهان و از مدیران باسابقه و کهنهکار اصفهانی در حوزه های اجرایی فرهنگی ، تصمیمات اثرگذار شورای ششم را روایت میکند.
حق را میگویم حتی اگر علیه من باشد
همیشه صحبتهای خود را با این آیه شروع میکنم: « الْحْمْدُ لِلّهِ الِّذي هَدانا لِهذا وَ ما کُنَّا لِنَهْتَدِيَ لْوْ لا أَنْ هَدانا اللهُ»، به این معنی که خدایا تو را شکر می کنیم که ما را در مسیر هدایت قرار دادی .
هدایت نعمتی است که به هر کسی داده نمیشود. این آیه میتواند مبنایی برای کارهای خیر و صالح باشد.
اگرچه خودم را یک فرد رسانهای می دانم و پاسخگو بودن را وظیفه می دانم و فراری از سئوال نیستم اما اساسا با کار تبلیغ و بزرگ نمایی هم مخالف هستم. چون اگر هدایت خداوند نبود نمیتوانستم قریب 45 سال از عمر 65 سالهام را در خدمت رسالت انقلابی خود باشم .
امروز در جایی قرار داریم که کلمه حق را بگوییم حتی اگر علیه ما باشد، اما همواره سعی کردهام در صحبت کردن، شأن، آبرو و حیثیت افراد را مدنظر قرار دهم. این موضوع یک مبنا برای من است.
به شورای شهر آمدیم تا در اجرای عدالت، شفافیت و کار جهادی قدم برداریم
معتقدم در شورای ششم، یک گروه 13 نفره، با نگاه ارزشی و اعتقادی پا به این عرصه گذاشتهاند. ما آمدیم تا بگوییم در اجرای عدالت میتوانیم قدم برداریم. امروز در حوزه عدالت، در مدیریت شهری نکات بسیاری وجود دارد، گرچه خود من نسبت به عملکرد بسیاری از مدیریتها اعتراضی جدی دارم و عموما آن را بیان کردهام ولی کار انجام شده را در مسیر اعتقادی و باوری خود می دانیم .
این 13 نفر هر کدام یک نظر دارند و یک انگیزه، معتقدم این انگیزهها و نظرها باید جمع شوند و به یک خروجی برسد که از جمله آنها، عدالت، شفافیت و کار جهادی است.
سئوال این است: آیا توانستیم مابهازای خدمتی که به کارکنان شهرداری ارائه دادیم، خدمت خوب دریافت کنیم؟
همه ما میدانستیم شورا پست و جایگاه اداری ندارد،حق الزحمهای وجود دارد و هیچگاه از ظرفیت مدیریت شهری برای خود استفاده نکرده است . در عین حال معتقدیم نیروهای شهرداری به لحاظ درآمد، اکنون در جایگاهی هستند که قابل قیاس با سه سال قبل نیست. هدف ما ایجاد رضایتمندی درآمدی برای نیروهای مدیریت شهری بوده است اما آیا توانستیم ما به ازای خدمتی که ارائه دادیم، خدمتی بگیریم؟ آیا توانستیم بر عملکرد نیرو،نظارت داشته باشیم و ما به ازای حمایتهای خوب، شاهد مدیریت بهینه باشیم؟ اینها نکاتی است که ما روی آن حرف داریم، بارها نیز از مجموعه حوزه برنامه ریزی و مدیریت منابع انسانی و... خواستم که سیستم ارزش یابی و ارزش گذاری بر عملکرد مجموعه 2500 نفره اداری مدیریت شهری که این میزان منهای مجموعههای دیگر مانند خدماتی، فضای سبز و... است را پیاده سازی کند.
خدمات شورای ششم به مناطق کم برخوردار شهر قابل مقایسه با گذشته نیست
شورای شهر در آغاز دوره ششم به این جمع بندی رسید که اصفهان اگرچه از خیلی از مزایا برخوردار است اما با چند چالش جدی اجتماعی روبرو است، شامل حاشیه نشینی، مهاجرت، اشتغال ، معیشت ،آلودگی هوا و مشکلات محیط زیستی ،فرونشست و خشکی زاینده رود .
اصفهان با بیش از 2 میلیون و 200 هزار نفر جمعیت کلانشهر محسوب میشود، براساس برخی آمارهای غیر رسمی ،استان اصفهان بیش از 1 میلیون و 200 هزار نفر مهاجر داخلی و بالغ بر 600 هزار نفر مهاجر خارجی دارد که عمده آن در شهر اصفهان حضور دارند و از منابع شهری شامل کار و مسکن و آب و هوا ... بهرهمند شدهاند.
خدماتی که در مناطق محروم اصفهان انجام شده قابل مقایسه با قبل نیست، از بازگشایی گلوگاههای ترددی تا فضای سبز، معابر و توسعه مکانهای ورزشی و... اقدامات خوبی صورت گرفته و این یعنی توزیع خدمت.
ایجاد کمیسیونی با عنوان ویژه آب و مناطق کم برخوردار در همین راستاست. حتی ما در اسم کمیسیون واژه محروم را به کار نبردیم چون زیبنده اصفهان نیست اما هدف این بود که سطوح طبقاتی شهر را به سمت مناسب سازی سوق دهیم تا اتفاقات بهتری برای مناطق کم برخوردار صورت گیرد.
شورای ششم امکانات حمل و نقلی را به مناطق کم برخوردار گسیل داد
سرعتی که در احداث خط 2 مترو از دورترین یا به نوعی کم برخوردارترین نقطه اصفهان در دوره ششم شورا دیده شد، قابل توجه است. هدف این است که این خط از شمال شهر به بهره برداری رسانده شود، همچنین امکانات مختلف حمل و نقل عمومی به مناطق کم برخوردار گسیل پیدا کند که همگی در راستای توزیع عدالت است. این اقدامات خروجی قابل قبولی برای عدالت است و جزء آرمانهای محوری دوره ششم شورا بوده است.
اجرای خط 2 مترو بصورت جهادی در حال اجراست گرچه از نظر مالی در مضیقه و کمبود شدید است و هیچگونه اعتبار ملی کشوری ندارد
اجرای خط دوم مترو را سرعت دادیم، گرچه از نظر مالی در مضیقه بودیم، اما این منطقه و مسیر برای شورا بسیار اهمیت داشت، جمعیت قابل توجه، ورودی مهم اصفهان، ضرورت دسترسی دور افتاده ترین نقطه شهری به مرکز شهر و شاید مسیر اصلی ورودی شهر اصفهان دلیل اصلی بر این کار جهادی بود.
پروژههای محلهمحور با هدف ارتقاء سطح زندگی در محلات کم برخوردار پیش بینی شد
نگاه شورا به مناطق کم برخوردار ویژه بود. حدود 220 محله در اصفهان وجود دارد ، روی محلات مطالعه شد تا مشخص شود که کدام محله در کدام منطقه، معضلات شهری بیشتری دارد و خدمات کمتری دریافت کرده است و استحقاق خدمت ویژه دارد ، به عنوان مثال در منطقه 6، محلاتی مانند همت آباد و احمدیه هم، باید مشاهده می شد،به دنبال رقم زدن اتفاقاتی بودیم که به حسب ظاهر کوچک،اما می توانست سطح زندگی را در این محلات بهبود بخشد.
معضلات مختلف این محلات از جمله گلوگاه های فراوان ترددی و حمل و نقل ، خدمات دهی، آسفالت و... بررسی شد، برای سال 1401، 30 محله، انتخاب شد و سال بعد از آن مطالعه میدانی صورت داده شد و همه اقدامات در این محلات به موازات هم پیش برده شد و با بودجههای کم، اقدامات مهمی در این محلات کم برخوردار انجام گردید . با پیگیریهایی که انجام شد، بسیاری از مبالغ بودجه تخصیص و تامین و هزینه شد . البته اقدامات شاید برای شورا قانع کننده نباشد اما برای جامعه در مجموع اتفاقات خوبی بود.
همانگونه که عرض شد برای حل برخی از این نوع نابسامانیهای که ناشی از کم برخورداری بوده است ،بیش از ۷۰ محله از محلات اصفهان در طرح قرار داده شد،در این راستا پروژه های نیمه کار و اتمام نیافته را به سال بعد بودجه ای منتقل و تلاش برای خاتمه یافتن آن شد،مگر مواردی که مشکل قانونی و یا محلی داشته باشد .
تلاش کردم عضو شورای شهرداری نباشم، بلکه عضوی از شورای اسلامی شهر و نماینده مردم باشم
براساس یک اصطلاح رایج ،تلاش کردم عضو شورای شهرداری نباشم، بلکه عضوی از شورای اسلامی شهر و نماینده مردم باشم ولی مطلع باشید گمانم بر این است آنقدر که بنده در این دوره عملکرد انجام شده مدیریت شهرداری و عناصر ارزشمند آن را تبلیغ کرده ام کمتر کسی انجام داده، اما توقعات من بسیار بالاتر و بیشتر است که در جای خود قابل توضیح است،اما چون رهبری و هدایت قطار بر عهده دیگران است ،احتمال سلیقه ای عمل کردن خارج از چهارچوب بودن و تغییر اولویت ها در اجرای کار وجود دارد،لذا از وظایف مهم شورا پس از تصویب برنامه سالانه و انجام مصوبات ،نظارت بر لحظه و دقیق بر عملکردها در همه سطوح مدیریتی است .در این نظارت تعارف و شوخی و دوستی معنا ندارد و مهم اجرای صحیح و کامل برنامه هاست.منابع انسانی سازمان بایستی بر مسئولیت واقعی خود واقف و مدیران بر آنها نظارت کامل داشته باشند تا روال اجرای صحیح برنامه ها در مسیر خود باشد .
نباید نظارت را با دخالت اشتباه گرفت
من در حوزه های اجرایی مختلف کار کرده ام و معتقدم نظارت و اشراف با دخالت فرق دارد. نباید نظارت را با دخالت اشتباه گرفت.اگر در همه سازمانها و در همه سطوح امر نظارت به درستی انجام شود و بموقع مشکلات و احیانا خارج شدن از مسیرها دنبال شود،خلاف های کوچک و بزرگ به وجود نمی آید.تعطیلی امر نظارت و خدای ناکرده بده و بستان های افراد کار را ازمسیر خود منحرف می کند.
معتقدم شورای ششم نظارت کاملی بر عملکرد شهردار و مدیریت کلان شهر نداشته است، میتوانستیم عصای دست خوبی برای مدیریت شهر باشیم، چون اعضای شورا در همه این حوزهها کار کرده بودند، اما در جلسات مدام تذکر دادیم که نشده است، در حالی که باید بر رأس کار نظارت میشد و میتوانستیم خیلی بهتر عمل کنیم. شاید عدم اعتقاد یا رودربایستی باعث این موضوع میشد. تأکید میکنم که در کار نباید رودربایستی و تعارف وجود داشته باشد.
به عنوان مثال اگر معتقدیم یکی از واحدها و معاونت های شهری کار با کیفیت و اثرگذار نکرده است باید پیگیری کنیم تا انتهای کار و نتیجه روشن شود، در جلسات صحبت میکنیم اما ادامه نمیدهیم.
باید بگویم مدیریت ما به عنوان شورا در حوزه نظارت و علت یابی بهینه نیست. زمانی که در استانداری بودم،علیرغم مسئولیت ،از همه حوزه ها بازدید و با همه نیروها ارتباط داشتم ،حتی در سازمانها و ادارات دیگر هم به تناسب بازدید داشتم .
مشکلات مالی و کسری های فراوان در تامین منابع، در این دوره مانند همه دوره ها وجود دارد و مجموعه در صدد مدیریت کردن آن هستند،مانند فروش اموال که یک حق مدیریتی است .
مشکل دیگری که دل نگران آن هستم کارهای به جا مانده از دورههای قبل مدیریت شهری است که میتوانستیم این مسائل که عملا به گره های کور برای برخی از مردم شهر تبدیل شده بود را حل کنیم. تصریحات مصداقی زیادی در این زمینه داشتم و اعتراض کردم و به موقع ذکر گردید ولی افاقه ننمود.
آب به رودخانه برمیگردد به شرطی که بخواهیم!
شورا یک تکلیف ویژه و جدا از همه اموری که در مدیریت شهری در حال انجام است برای خود احساس کرد و آن موضوع آب بود. اگر میگوییم آب یعنی ایران، زندگی، سلامت، حیات. همه این مفاهیم از اصفهان گرفته شد و چون این موضوع را باور داشتیم و معتقد بودیم ، از همه ظرفیتها، حیثیت و آبرو و همه تواناییهای فردی و جمعی خود استفاده شد تااین امر که زنده شدن و ماندن زاینده رود است تحقق یابد .
5 درصد صنایع بزرگ به درد اصفهان میخورد و 95 درصدش برای کل کشور است
با وجود همه اینها آب به رودخانه برمیگردد به شرطی که بخواهیم، یعنی شاهد وفاق عام باشیم. بعد از رهبر معظم انقلاب که بارها بر مسئله آب اصفهان تصریح کردند، در همه دولتها علیرغم تلاش و اقدام آنها ولی این شهید خادم جمهور ، شهید رئیسی بود که موضوع آب اصفهان را پیگیری کرد. در همه دولتهای پس از انقلاب همه چیز را از اصفهان بردند در مقابل آن فولاد و پالایشگاه و صنعت را دادند، اما شاید منافع 5 درصدی اینها ،مفید برای اصفهان باشد و 95 درصدش برای کل کشور است.همه عوارض و مالیاتها و درآمدها به خزانه کشور واریز می شود.
یک سر تمام مهاجرتهای کشور به اصفهان است، در آلودگیهای کشور،اصفهان اول است، در همه بیماریهای خاص و صعب العلاجدر ردههای اول هستیم، اما رویکرد همه گردشگران و اعتبار کشور، به اصفهان است ، ایثار و شهادت ، دلدادگی به نظام و دین،فقه ،علم ،هنر و صنایع دستی و نخبگان یک سر اصلی آن در دست اصفهان است.
اینها باور من است، سپاه قدس لبنان بعد از سردار بزرگ جبهه مقاومت شهید سلیمانی، سه فرمانده داشته که هر سه اصفهانی بودند، سردار شهید سید محمد حجازی، سردار سرافراز جبهه مقاومت حاج محمدرضا زاهدی و در نهایت سردار بی ادعای متفکر و اندیشمند حاج عباس نیلفروشان.
اصفهانیها در یک روز فقط بیش از 7 کیلو طلا و بسیاری دیگر از اموال خود را در اطاعت از فرمان ولی امر خود ،برای کمک به مردم لبنان و غزه تقدیم کردند ، خانوادههای شهدای بسیاری در این کمکها سهم داشتند، آنها فرزند خود را دادند و به همین راحتی مال خود را هم دادند. اصفهان این است.
آب را از اصفهان گرفتند، غرور مردم شکسته شد
وقتی میگوییم آب یعنی زندگی، سلامت و حیات، معنایش این است که حیات را از اصفهان گرفتیم. یک بخش آن زیباییهای گردشگری و فضای سبز است، اما هزار مورد دیگر هم دارد. غرور مردم اصفهان شکسته شده است، کشاورزی که روزی زکات ده بوده اکنون زکات گیر شده است. هنر و فرهنگ و ادبیات و ... از آن اصفهان است، مدرس ابن سینا در این شهر بوده یعنی کرسی درس این دانشمند بزرگ تاریخ در این شهر برپا بوده است.
وقتی میگوییم اصفهان شهر شهیدان احمد کاظمی، همت، خرازی و... است، یعنی آنها در جایگاه و زمان خود ،کمتر از ابن سیناها نبودهاند.
شورای ششم در مطالبهگری آب یک موتور محرکه برای استان بود
تا زمانی که حق خود را مطالبه نکنیم اوضاع به همین گونه خواهد بود. آب موضوعی است که در شورای ششم دنبال و مطالبه گری شد و شاید کمترین اختلاف در بین اعضاء، در این موضوع وجود داشت. ما برای مدیریت استان، یک موتور محرکه بودیم، 25 سال آب اصفهان را بردند و هر مدیریت آمد گفت میدانیم اما نشد. چرا نشد؟ نمیدانیم. اما در دولت شهید رئیسی گفتند میدانیم ولی شد. دولت شهید رئیسی دو حرکت بزرگ انجام داد، انتقال آب دریا، که البته برای زاینده رود آب نیست اما میتواند صنعت را سیراب کند تا دست اندازی به زاینده رود و سفره های زیر زمینی را قطع کند، این اتفاق بزرگی بود که همه دولتها میخواستند انجام دهند و دولت سیزدهم آن را انجام داد.
با همت مدیریت استان ، یک اراده منسجم و واحد در مدیریت و با اتکا به تأکید شخص رئیس جمهور شهید و فقید، داستان انتقال آب دریا به شیوه صحیح در حال اجرا است. همچنین آب پاک، سالم، قابل حصول بدون مزاحم را از جنوب استان با نام پروژه ماندگان رقم زدند که جای سپاس و قدردانی فراوان دارد و امیدوار هستیم در دولت جدید که اجرای پروژه با رفع بعضی از مشکلات و موانع بهتر از قبل دنبال شود که ظواهر امر حکایت از همین مطلب دارد .
22 سال است میگوییم بهشت آباد، پروژهای خوب است، تخصیص خوب و قانون مند است، اما نشد، من هم میگویم نشدنی است،چون معارضات اجتماعی و زیست محیطی و هزینه بر و طولانی مدت بودن را دارد.
آب دریا،دست یافتنی و بدون معارض است و محدودیت ندارد و برای صنایع بزرگ اصفهان دستاورد بزرگی است
انتقال آب دریا پروژه مهمی است، اگر به دریا وصل شدیم آب دست یافتنی و بدون معارض خواهیم داشت. مثلا یزد، برای هر متر مکعب آب انتقالی ،مطالبه وجه دارد، هزینه را کردهایم اما پول هم باید بدهیم، این هزینهها از معادن حوزه فولاد داده شده است و گویا باز هم قرار است مطالباتی داشته باشند،این در حالی است که،
حدود 60 تا 90 میلیون متر مکعب آب اصفهان را به استانهای شرقی میبرند، بخشی از آن را در شرب و بخش های دیگر را در کشاورزی و صنعت مصرف میکنند. اگر راست میگویند حقوقی که از اصفهان تضعیف کردند را بازگو کنند و اگرصحیح است ما به ازای آب شرب را به اصفهان برگردانند و اگر صحیح است هزینه انتقال آب گوارای زاینده رود که انتقال دادند را به مردم صاحب حق اصفهانی بپردازند.
مطالبه گری یعنی اینکه به مردم چهارمحال و بختیاری بگوییم ما و شما صدها سالها است با هم زندگی میکنیم و خواستگاه رشد و پیشرفت شما در این استان بوده است، معضلات اجتماعی ،خانوادگی ،اقتصادی ،بهداشتی و درمانی و معیشتی شما در اصفهان مرتفع می شود ولی هر کدام شما در اصفهان زندگی میکنید بدانید هزار متر مکعب آب در اصفهان در سال مصرف میکنید و آبشخور آن همین زاینده رود است .
ماندگان، فرصتی در جنوب استان است، بدون اینکه از آن استفاده کنیم، چند کیلومتر در استان چرخیده و به سمت چهارمحال و بختیاری و سپس کارون رفته است. کارون در سیلابها چقدر آب از دست داد؟ 50 میلیارد متر مکعب. ما چقدر آب میخواهیم؟ 250 میلیون متر مکعب! از این آب، یا از بهشت آباد و تونل سوم همین مقدار میخواهیم، همه آن با هم یک میلیارد متر مکعب نمیشود.
روند احداث تونل سوم اشتباه بود
حالا بصورت پمپاژ ، آب در تونل ،منتقل می شود. کسانی که مدیریت طراحی تونل را برعهده داشته و پول زیادی به شرکتهای عریض و طویل داده اند، به فکرشان نرسید که اول باید سد تونل زده شود و سپس تونل احداث شود ،امید که در این دوران کار احداث سد تونل سوم هم به جایی برسد .
الکترونیک سازی شهرداری نتیجه که نگرفت،مانع هم شد
داستان شفافیت چند بعد دارد. یکی از ابعاد مربوط به پاکی و سلامت خود نیرو یا عضو است. شفافیت این است که مشخص شود من چگونه کار میکنم؟ راههای درآمدی خارج از عرف من بسته است یا نه و تعامل من با مدیران شهرداری چگونه است؟
بعد دیگر شفافیت، مربوط به مدیریت است، مدیریت شفاف، مدیریت سایه و حاشیه در این میان مطرح است که جای بحث دارد و اکنون فرصت نیست گفته شود. بخش اساسی شفافیت ، مربوط به عملکرد شهرداری است. در گذشته تحت عناوین مختلف پول هایی و ارتباطهایی با ارباب رجوع وجود داشت . کمیسیونی به نام هوشمندسازی و حمل و نقل وجود دارد، تعریف ما این بود که هوشمندسازی به معنای الکترونیکی سازی است، نه صرفا کار کامپیوتری، بلکه مردم خودشان وارد سیستم شوند، ثبت درخواست کنند و خودشان از زیرمجموعههای مختلف نظرات را بگیرند و کارشان را انجام دهند و واسطههایی در این میان نباشد و زمان کمتری برای اجرای خواسته خود هزینه کنند، اما متأسفانه الکترونیکی سازی نتیجه نگرفت.
برای صدور پروانه ساختمانی همچنان مردم، در پیچ و خم های سخت اداری و اجرایی قرار دارند
سامانه سرای 10 ایجاد شد. اینجا در الکترونیکی سازی بحث پروانه ساختمانی مطرح بود، یعنی هر نوع تعاملی که ارباب رجوع با شهرداری داشت از طریق سیستم انجام شود، اما با الکترونیکی سازی فقط یک سری غل و زنجیر اضافی به پای ارباب رجوع و همکار زدیم و گرهای از کار مردم، باز نشد. مقداری از درآمد شهرداری کم شد، مقداری نابسامانی نوع دریافتها و درآمدها، اصلاح شد، مقداری به مدیریتهای زیرمجموعه فهمانده شد که حواسشان جمع باشد در مسیر کارشان هر نوع درآمد،طبق ضابطه و قانون و آیین نامه باشد که نسبتا موفق عمل شد، اما غل و زنجیرهایی که زده شد ،به جای اینکه سه سوته پروانه بگیریم، چند ماهه شد و این یکی از معضلات جدی است.
با معاون وقت شهرسازی شهردار شرط کردم و برنامه کارشناسی و عملیاتی به او دادم، کارشناس زیرمجموعه آنها گفت که طرح الکترونیکی سازی را میتوانیم در زمان تعریف شده ای اجرا کنیم اما متأسفانه امروز در بازدیدها و گذراندن مراحل متعدد صدور پروانه ساختمانی همچنان مردم را در پیچ و خم های سخت اداری و اجرایی قرار دادهایم.
ما صدها میلیارد تومان فقط برای سیستمهای فناوری هزینه میکنیم ولی باید گفته شود که احساس این است که اراده جدی برای این کار وجود نداشت،شاید هم مشکلی بر مشکلات افزوده می شد .
شفافیت یک شعار جدی و دغدغه همه بود
رویکرد این است که شفافیت یک شعار جدی است و همه نسبت به این موضوع با دغدغه نگاه میکنند اما اینکه همه نظرات در این موضوع واحد و یکسان است نمی دانم .
در مدیریت شورا مجموعه ای از واقعیتها را باید احصاء کرد ، یکی از موارد، خود مدیریت است، اجرا، زمان و نوع انتخاب روش کار مطرح است. یکی از اعتراضات جدی من در این خصوص است که بسیاری از پروژهها ، مطالعه و طراحی شد اما بعد از مدتی یا به بوته فراموشی سپرده شد و یا به وقت گذرانی و طرح در شوراها و کمیسیون ها از این سال به سال دیگر.بماند .
عدهای از منتقدین نیز،انتظاراتی در ارتقا و جابجاییها و موارد شخصی دارند که طبیعتا نمیتوانیم همه آنها را برآورده کنیم، بخشی از ریزشها دلیلش این است که میگویند ما به شما رای دادیم و در ستاد شما بودیم، پس ما را بگذارید در فلان جا! اما اینکه آیا کسی در منصبی قرار گرفت، این انتخاب حق بوده یا خیر؛ شورا باید وارد میشد، اینکه وارد شد یا نه بحث دیگری است، اما چنین انتظاراتی، دقیق نیست. در بحث کلان مدیریت منابع انسانی، باید پرسید آیا توانستیم نظارت عالیه داشته باشیم و هر کسی را در جای خود بنشانیم. ظاهرا چند کمیته برای این کار هست اما باید خروجی را دید.
شورا باید تلاش کند مصالح عالی مدیریت شهری و مردم و نظام را در نظر بگیرد
هنوز هم اختلاف در میان اعضا وجود دارد، این اختلاف را در کلان مدیریت ندیدم، هیچ وقتنگاه 6 و 7 نفره و اینکه چون شما به موضوعی رای دادید ما ندهیم، مطرح نیست ، هرچند میشد بهتر عمل کنیم، شورا باید تلاش کند مصالح عالی مدیریت شهری و مردم و نظام را در نظر بگیرد.
بستر برای تحقق مدیریت واحد شهری فراهم نیست
نقش مدیریت شهری اعم از شورا در بهبود زیست پذیری شهر بسیار بالاست. بعضا به دنبال پایین آوردن جایگاه شورا هستند، اما شورا ریل گذار است، یعنی یک مسیر را کامل مطالعه و زیرسازی کرده و سپس ریل گذاری میکند، در واقع زمینهها، برنامه، بودجه و مقدمات عملی کار را فراهم میکند.
بنده معتقدم که بستر برای مدیریت واحد شهری فراهم نیست، مگر میشود سازمانهایی را خلاف قانون اساسی و قوانین مصرحه جاری از گردونه خدمت حذف کنید و خدمت او را به شهرداری بدهید؟ سازمان جمهوری اسلامی، امروز سازمانی نیست که همه خدمات را یک جا متمرکز کند. شهرداری وظیفه خود را انجام میدهد اما اینکه وظیفه مدیریتهای حاکمیتی چگونه انجام میشود بحث دیگری است. موضوع این است که شهرداری خود بودجه و برنامه مینویسد، راههای حصول درآمد را تعیین و سپس اجرا میکند، هیچ سازمانی چنین کاری انجام نمیدهد.
همه مسیر اداره کشور از مجلس و مصوبات آن میگذرد، پس شورا را نمیشود حذف کرد. چون شورا مصرح قانون اساسی است و امام خمینی رضوان الله علیه بر آن تأکید کرده است .ما نمیتوانیم پای سازمانهای خدماتی، دادگستری، پلیس و ... را به حوزه شهری بکشیم. بنابراین باید یک طرح جامع کشوری بدهید که مدیریت واحد شهری اجرا شود و این همان تمرکز قدرتی است که در جمهوری اسلامی با توجه به بافت حاکمیتی آن شدنی نیست، بنابراین هیچ وقت هم دنبال آن نبودهام.
از دین و انقلاب و ایثار و شهادت سر سوزنی عقب نمینشینیم
ما یک مجموعه فرهنگی بودیم، منظورم از فرهنگی دین باوری است، در دین و اعتقادات درحد خود مدعی هستیم اما هیچ وقت دین را با مردم در تعارض ندیدیم، در خدمات، هر دو لازم و ملزوم هستند. از دین و انقلاب و ایثار و شهادت سر سوزنی عقب نمینشینم اما این را بگویم که کل بودجه مناسبتی شهرداری حداکثر 300 میلیارد تومان یعنی یک درصد بودجه است، یعنی خیلی عددی نیست اما با همین، جریاناتی ایجاد میکنیم که مانند اتوبوس است، اتوبوس خیلی از مردم را فارغ از تفکرات و باورها جابجا میکند و ما هم در حوزه فرهنگی ،اجتماعی ،هنری ورزشی ،دینی و...مسئولیت داریم و در تلاش هستیم که همه آحاد مردم از این ظرفیت استفاده کنند.
عملکرد حوزه فرهنگی شهرداری ارزشی و منطبق با خواست مردم است
عملکرد حوزه فرهنگی شهرداری ارزشی و منطبق با خواست مردم است، رویدادهای همیشگی مانند جشنواره فیلم کودک و .. را برگزار میکند و همانطور که بسیاری از امور دیگر را دنبال می کند.
شورای ششم شورایی اجرایی و متخصص بود اما از همه ظرفیت خود استفاده کامل را نکرد
شورای ششم شورایی اجرایی و متخصص بود اما از همه ظرفیت خود استفاده کامل را نکرد. این شورا عصاره همه عناصر لازم برای اداره شهر بود، البته این ادعایی بزرگ است که بارها آن را مطرح کردهام، تجارب، جوانی، تحصیلات و مهمتر از آن ایدهها و انگیزهها در آن موج میزد اما برآیند کار نشان داد میتوانستیم بهتر عمل کنیم. من اسم این را کفران نعمت میگذارم.