به گزارش آلاچیق خبر ، روایت سمانه محمودی آموزگار پایه چهارم ابتدایی شهرستان گلپایگان در مورد دانشآموزی است که بهخاطر دوری پدر و مادر دچار حالات روحی و جسمی نامطلوب و افت تحصیلی شده بود.
سرکار خانم محمودی، ماجرای مواجهشدن با مشکل دانشآموز خود را چنین روایت میکنند: از مهر و آبان متوجه شدم که النا هر روز حالت تهوع دارد و صبحانه نمیخورد و رنگ صورتش زرد بود؛ با پرسوجو از مادر متوجه شدم که مادر و پدر النا دو سال میشود که از هم جدا شدهاند و در ایام تابستان النا پیش پدرش بوده و بهخاطر علاقه شدید به پدر و دوری از اوست که دچار مشکل و افت تحصیلی شده است.
خانم محمودی، به دلیل رشته تحصیلی خود که مشاوره گرایش کارشناسی رفتار است تصمیم گرفت در قالب اقدامپژوهی به مشکلات خانوادگی ورود کنند.
خانم محمودی، در ادامه بیان میکنند: باتوجهبه انشاها و نقاشیهای النا متوجه شخصیت النا شدم، پس روند مشاورهای النا را شروع کردم و او را متوجه کردم که ما خودمان باید زندگی را تغییر بدهیم؛ پس خودباوری را در النا القا کردم که نتیجه آن، این شد که النا در تعطیلات بهمنماه چند روزی که با پدرش بود و به خواسته من به او گفته بود که با من تماس بگیرید.
در نتیجه این تماس تلفنی خانم محمودی، به پدر النا شرایط او و پتانسیل بالای او را شرح میدهد و بیان میکنند که الان ناهماهنگی و جدایی پدر و مادر هست که بزرگترین ضربه را به النا و آینده او میزنند.
جملهای که خانم محمودی، به کار میبرند بسیار راهگشا است و به پدر النا میگویند: شما اگر مهارت همسر بودن ندارید، مهارت پدر خوببودن را داشته باشید.
در همین زمان است که پدر شروع میکند، به شرحدادن اوضاع خود که دیگر از بیماری اعتیاد برگشتهام و تغییر پیدا کرده و مواردی ازاینقبیل را بیان میکند.
خانم محمودی، در اینچنین ادامه میدهد: بعدازاین تماس تلفنی و صحبتهای بنده با ایشان، پدر و مادر النا یک جلسه با یکدیگر صحبت میکنند و نتیجه این گفت و گو و حل مشکلات را به دنبال دارد و باعث شد، از عید به بعد، النا با پدر و مادرش زندگی کند.
این مورد تنها مورد حمایتی و مشاورهای این معلم دلسوزی گلپایگانی نبود؛ بلکه چندین مورد مشابه با النا نیز هست که این معلم فداکار با علم، تجربه و توکل قلبی خود به ائمه اطهار مشکل آنان را نیز حل کردهاند.
خانم محمودی، اکثر فعالیتهای مشاورهای خود را در زنگ نماز و هدیههای آسمانی انجام میدهند و اظهار میدارند که دانشآموزان خود و مدرسهشان با اینکه ابتدایی هستند؛ ولی به سطح مناسبی از درک اجتماعی و مذهبی رسیدهاند.
خانم محمودی، کتاب تو تویی را به النا معرفی کردند تا اعتمادبهنفس او را بالا ببرد و اینکه در سر کلاسهایشان مثنوی و معنوی مولانا و غزلیات حافظ را برای دانشآموزان میخوانند؛ همچنین در مورد شهدا و انتخابات و نقش کلیدی دانشآموزان در آینده این مرزوبوم صحبت میکنند که نتیجه آن بالارفتن بینش اجتماعی، سیاسی، مذهبی دانشآموزان از سنین نونهالی است.
خانم محمودی، از تلاشها و همکاری صمیمانه مدیریت مدرسه و همکارانش در این مسیر پر فراز و نشیب صمیمانه تشکر و قدردانی میکنند؛ همچنین در این مسیر همسرشان نیز از هیچگونه کمک و همراهی با خانم محمودی مضایقه نمیکردند و همواره حامی، پشتیبان و انگیزهبخش ایشان بودند.
وی، فضای مجازی و دوری پدر و مادر را عمده معضلات اجتماعی میدانند که بر زندگی دانشآموزان تأثیر منفی و جبرانناپذیری میگذارند.
معلم فداکار گلپایگانی، روایت خود را اینچنین به پایان میرساند: معلمان، نو معلمان و دانشجو معلمان مطالعه را فراموش نکنند و از کتاب نهجالبلاغه حضرت امیر برای زندگی و تدریسشان بهره ببرند؛ همچنین کتابهای علامه طباطبایی و مطهری را مطالعه کنند که بسیار برای بحث پرورش و آموزش دانشآموزان مفید است و اینکه کتابهای استاد تراشیدن نیز بسیار در حوزه پرورشی مثمرثمر است.






