به گزارش آلاچیق خبر/ وزیر میراث به نصف جهان آمد و رفت، سفری که از یک شکوه اداری پرطمطراق خبر می داد، واژه های زیبایی که یک به یک پشت میکروفون گفته می شد، از شکوه اصفهان و مردمش، از اینکه باید قدر اصفهان را دانست چرا که شناسنامه میراثی ایران است.اما در این میان چیزی که هیچ کس ندید رنج راویان حقیقتی بود که در حاشیه این سفر به مخابره اخبار این رویداد می پرداختند.
همه چیز از یک سناریوی قدیمی حکایت داشت: (( بی برنامگی و بی مهری های تمام ناشدنی برای اصحاب رسانه ))
کاش یادمان باشد که حرمت قلم آنقدر زیاد است که ذات مقدس خداوند به آن قسم یاد نموده و نگه داشتن این حرمت در شیوه برخورد با صاحبان آن قلم است.
این زخم کهنه التیام پیدا نمی کند مگر آنکه مدیران، خبرنگار را یک شریک راهبردی برای خود ببینند نه یک میهمان ناخوانده، که فقط باید ویترین موفقیت ما را زیباتر کند.
آقای وزیر میراث پس از دیدار تشریفاتی خرابی های ناشی از جنگ رمضان که بخشی از هویت ایران یعنی چهل ستون، رکیب خانه و .... را نشانه رفته بود و حضور در مراسم امضاء ((تفاهم نامه همکاری تاسیس کمیته عالی مرمت و بهره برداری از بناهای تاریخی و ارزشمند شهر اصفهان)) میان شهرداری اصفهان و اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری اصفهان به نقش جهان رفت تا در مراسم احیای ورزش چوگان بعنوان یکی از میراث های تاریخی و فرهنگی ایران شرکت کند .
روایت آشفتگی و غریبه بودن خبرنگار در اصفهان، شهر مدیریت های بزرگ اینبار آنچنان رقم خورد که اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری اصفهان آزمون این میزبانی را با نمره ای پایین پشت سرگذاشت.
1- فاصله تا مقصد؛ پیادهروی با تجهیزات سنگین
اگر میزبان به این نکته واقف باشد که خبرگزاری ها باید در لحظه خبر را مخابره کنند و عکاسان خبری با تجهیزاتی که هر کدام از نظر وزنی و قیمتی بسیار باارزش هستند باید عکس از لحظه ورود میهمان داشته باشند؛ هیچ گاه خبرنگار و عکاس مجبور نبودند فاصله بین نقش جهان و هتل عباسی را با تجهیزات سنگین در گرما و ترافیک پای پیاده طی کنند. در حالی که مسئولان با خودروهای اختصاصی خود در معرض باد کولر خودرو مسیر نقشجهان تا هتل عباسی را طی کردند و سروقت به محل برگزاری دومین جلسه رسیدند.
* این تصویر، نمادی از یک نگاه ابزاری به رسانه است نه نگاه به یک رکن تاثیر گذار.
۲. جایگاهِ خبرنگار؛ دیوارنشینی به جای اطلاعرسانی
این پازل برگزاری وقتی به بحران تبدیل شد که به مقصد رسیدند، و بحران جایگاه در نقش جهان شروع شد. دریغ از یک سکوی حداقلی برای عکاسان؛ صندلی برای نشستن خبرنگاران.
در هتل عباسی نیز ، دریغ از یک فضای استاندارد برای نوشتن خبرنگاران. وقتی حرفه ای در جایگاه میزبان عمل نکنی خروجی کار جز آشفتگی نخواهد بود.
۳. اینترنت؛قصه پر غصه این روزهای خبرنگاران و نبردی نابرابر برای ارسال اخبار
در عصر تکنولوژی که سرعت انتشار اصل اول خبر است در سفری چنین مهم که به قول مسئولان، ترکیب دیپلماسی ملی و سرعت عمل برای بازسازی خرابی های ناشی از جنگ است. دست و پنجه نرم کردن خبرنگاران و عکاسان اصفهانی با اینترنت لاک پشتی یعنی اتلاف فرصت طلایی دیده شدن دستاوردهای این سفر که می توانست مدیریت شود.
* در ادامه سلسله اتفاقات سفر آقای وزیر در اصفهان آب سردی که در بخش پذیرایی و تدارکات بر پیکر کرامت خبرنگاران خصوصا بانوان خبرنگار ریخته شد نماد یک پارادوکس تلخ بود حاکی از نگاه ابزاری به رسانه خصوصا بانوانی که کرامت انسانی آنها در این سفر نادیده گرفته شد.
و پایان این سفر که خاطره بی مهری های اجرایی آن در ذهن عکاسان و خبرنگاران ثبت شد این چنین بود:
***رهاشدگی در پایان و بحران بازگشت
این داستان و روایت تحقیر در انتهای برنامه تکمیل شد،مراسم تمام شد، وزیر و مدیران سوار بر خودروهای خود به قسمت بعدی سفر رفتند ولی هیچ کس از مسئولان و میزبان های این مراسم از خبرنگاران و عکسان نپرسید که چگونه به شهر باز می گردید.
محل برگزاری دور از مرکز شهر بود و نبود کوچکترین تمهیدات ترابری برای اصحاب رسانه، خصوصا 6 بانوی حاضر در مراسم این امر را به بحرانی تبدیل کرد که در نهایت همکاری گروهی و استفاده از خودروی شخصی یکی از عکاسان پایان این سفر خبری پرچالش برای اصحاب رسانه را به یک بحران لجستیکی تبدیل نکرد.
*******آقایان مسئول:
حقیقت این است که افتتاح و سخنرانی تنها نیمی از مسیر مدیریت شماست. نیم دیگر پاسداشت کرامت کسانی است که این رویدادها را ثبت و ضبط می کنند. باید به این نکته واقف باشید که رسانه دکور شما نیست، صدای شماست.
و کلام آخر:
آیا کسی از خود پرسید عکاسان، خبرنگاران با چه رنج و قیمتی این اخبار را ثبت کردند؟؟؟






