مرکز تخصصی شنا شناگران نیل

آب و هوا

به گزارش آلاچیق خبر/ شاید باید زودتر می نوشتم،ولی بعنوان یک خبرنگار مطالبه گر که زخم خورده ام  از مدیران غیر بومی، آنان که بر شانه صنایع اصفهان سوار شدند تا خود و خاندانشان از این خان نعمت بهره مند ببرند، مدیرانی که برای منافع خود پا بر گلوی خبرنگار و رسانه مطالبه گری که نقد سازنده می کند( نه باج نیوز ها ) می گذارند و از حربه قطع حمایت های مالی برای ساکت کردن یک خبرنگار استفاده می کنند. به او اعتمادی نداشتم.

 بیش از یک سال است که از ورود او به اصفهان می گذرد، ابتدا صحبتهایی او را در راستای حمایت از رسانه های اصفهانی مانند بقیه مدیرانی که آمده اند تا از این نمد کلاهی برای خود ببافند شعاری بیش نمی دانستم، زمان که گذشت به صدق گفتار او که همراه با عمل بود پی بردم،

چه زیبا دست مهربان او بر سر رسانه های اصفهان را حس کردیم و جرات و جسارت او را در مقابله با باج نیوز ها به چشم دیدیم، آنها که سالیان درازی بود از کیلومترها دورتر  بر این خوان نعمت نشسته بودند.

اما ولی شکوهی مقدم  پنج شنبه در جشن راویان امیدی که به همت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد بیشتر از پیش خودش را در دل اهالی رسانه اصفهان جای کرد. او در کاخ موزه چهلستون وقتی صندلی های خالی را دید تاب نیاورد و دوباره به حمایت از رسانه های اصفهانی پرداخت.

آن صراحت لهجه که گفت از نقد سازنده حمایت می کند یا اگر قرار است ذوب‌آهن، حامی و مشوقِ چنین محافلی باشد، چرا این میزبانی نباید فراگیر و همه‌شمول باشد؟ حتی تداومِ حمایت‌های ذوب‌آهن، مشروط به احترام و حضورِ تمام‌قدِ جامعه‌ی شریفِ خبرنگاران و خانواده‌های گرامی آنان است.

آنچنان حلاوت و شیرینی در جانمان ریخت که برای لحظاتی بی مهری و تلخی  شب قبل در تجلیل از پیشکسوتان خبری با مرزبندی خاص، یا نبود بسیاری از همکاران شهرستانی یا حتی دعوت نبودن  حاج محمود زمانی با بیش از 50 سال سابقه خبری برای لحظاتی از جانمان رخت بربست. او باز هم در کنار اصحاب رسانه اصفهان ایستاد نه در مقابل آنان

و در آخر توصیه ای به مدیران غیر بومی و حتی بومی که گاه سنگینی چکمه آنان را بر گلوی خود احساس می کنیم ولی شکوهی مقدم، مشاور و دستیار ویژه مدیر عامل ذوب آهن اصفهان مهمان نصف جهان و رسانه های آن است ولی آنچه در این یکسال و خصوصا در جشن راویان امید در حفظ جایگاه و شان اصحاب رسانه انجام داد در خاطره ما می ماند و او پس از اینجا هر کجای ایران که برود باز هم خاطره خوش حضور او در میان خبرنگاران اصفهانی به نیکی نقل می شود

خبرنگار، رسانه، رکن چهارم دموکراسی واژه هایی که این روزها هر مسئول در جایگاه سازمانی خود سعی می کند از آن به نفع خودش استفاده کند. اما حقیقت ماجرا چیست؟

به آخر دوره مدیریت شهری که می رسی  قطار افتتاحیه ها سریع تر حرکت می کند و در ایستگاه های مختلف توقف می کند.

دیروز مصادف با 25 خرداد  این قطار، مسافری از تهران داشت  که به تازگی زیاد به نصف جهان می آید،خاطره تلخ حضور قبلی دکتر صالحی امیری وزیر محترم میراث فرهنگی در ذهن خبرنگاران اصفهانی هنوز فراموش نشده است.

وی اینبار آمده بود تا از هتلی در قلب ارگ جهان نما بهره برداری کند. عدم تفهیم و هماهنگی با ماموران حراست هتل که جایگاه خبرنگاران و عکاسان اصفهان برای پوشش این برنامه کجاست؟ برخورد بد و سراسر توهین، نبود جایگاه برای خبرنگاران و عکاسان، نبود سیستم صوتی مناسب برای بهره برداری صحیح از صدای سخنرانان و هزاران مورد دیگر از نقاط ضعف این برنامه بود که مسئولان پس از اعتراض خبرنگاران مثل همیشه با عذرخواهی سعی کردند که آنرا به وادی فراموشی بفرستند.  

ولی باید دید چرا بی حرمتی به جایگاه خبرنگار و عکاسان خبری در اصفهان، مخصوصا در برنامه هایی که شاهد حضور وزراء در اصفهان هستیم، تبدیل به عادتی مزمن شده و مانند یک بیماری خطرناک در حال گسترش در ادارات، سازمان ها، ارگان ها می باشد.

اگر فکری برای این بیماری مزمن نشود، اعضاء حیاتی بدنه رسانه در شهر که همانا خبرنگاران مطالبه گر هستند درگیر آن می شوند و دیگر انگیزه ای برای کار نخواهند داشت و فقط جسم بی روحی از خبر باقی می ماند.    

اگر بخواهیم بدون غرض ورزی به تحلیل مسائل چند هفته اخیر بپردازیم به چند نکته می رسیم که باید برای آن فکری کرد:

* حضور میرزا بنویس ها آفت حضور خبرنگاران مطالبه گر

آنها فقط می نویسند، آن هم زیر باد کولر و در نشست های خبری، از چرایی تاخیر در یک پروژه نمی پرسند، از ابهامات مالی یک پروژه سراغی نمی گیرند، نمی دانند که باید بین مردم بود و سوژه های خبری خود را از بین درد و رنج یا حتی شادی مردم انتخاب کرد، نمی دانند که نماینده افکار عمومی هستند باید حق مردم را مطالبه کنند آنها فقط آمده اند کوچکترین کار یک مدیر که بیشتر مواقع وظیفه سازمانی او می باشد را پوشش خبری دهند و فقط رزومه مدیران روابط عمومی را پربارتر کنند.

*  تعظیم، تعریف و تمجید بی دلیل برخی موسپیدان رسانه از مدیران

در هر صنفی موسپیدان آن بعنوان ظرفیتی برای مطالبه و احقاق حق جوانان آن صنف به شمار می روند، اما تعظیم و تمجید موسپیدان رسانه اصفهان مثل زنجیری بر پای قلم خبرنگاران مطالبه گر است و مانع حرکت این جوانان به سمت تعالی شده است.

*ضعف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

در سال های گذشته تنها با داشتن مدرک تحصیلی لیسانس حتی غیر مرتبط و با داشتن ارتباطات موثر در وزارت خانه تعداد زیادی مجوز پایگاه خبری صادر گردید، که فاقد هر گونه کارآیی در عرصه رسانه هستند و فقط می توان آنها را در پشت میزهای نشست های خبری را دید.

*ضعف مدیران روابط عمومی سازمان ها

روابط عمومی با 20 وظیفه تعریف شده در چارت سازمانی بعنوان قلب تپنده یک ارگان به حساب می آید که متاسفانه به حیات خلوت مدیران کل برای استخدام دوستان و فامیل تبدیل شده و این باعث می شود که به رسالت اصلی خود نپردازند و به مرور زمان آن مجموعه اعتماد افکار عمومی را از دست بدهد.

 

همین 4 دلیل می تواند برای آسیب شناسی اتفاقات این چند ماه اخیر کافی باشد.

اما چه باید کرد؟! این چیزیست که نمی دانم .........

به گزارش آلاچیق خبر/ وزیر میراث به نصف جهان آمد و رفت، سفری که از یک شکوه اداری پرطمطراق خبر می داد، واژه های  زیبایی که یک به یک پشت میکروفون گفته می شد، از شکوه اصفهان و مردمش، از اینکه باید قدر اصفهان را دانست چرا که شناسنامه میراثی ایران است.اما در این میان چیزی که هیچ کس ندید رنج راویان حقیقتی بود که در حاشیه این سفر به مخابره اخبار این رویداد می پرداختند.

همه چیز از یک سناریوی قدیمی حکایت داشت: (( بی برنامگی و بی مهری های تمام ناشدنی برای اصحاب رسانه ))

کاش یادمان باشد که حرمت قلم آنقدر زیاد است که ذات مقدس خداوند به آن قسم یاد نموده و نگه داشتن این حرمت در شیوه برخورد با صاحبان آن قلم است.

این زخم کهنه التیام پیدا نمی کند مگر آنکه مدیران، خبرنگار را یک شریک راهبردی برای خود ببینند نه یک میهمان ناخوانده، که فقط باید ویترین موفقیت ما را زیباتر کند.

آقای وزیر میراث پس از دیدار تشریفاتی خرابی های ناشی از جنگ رمضان که بخشی از هویت ایران یعنی  چهل ستون، رکیب خانه و ....  را نشانه رفته بود و حضور در مراسم  امضاء ((تفاهم نامه همکاری تاسیس کمیته عالی مرمت و بهره برداری از بناهای تاریخی و ارزشمند شهر اصفهان))  میان شهرداری اصفهان و اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری اصفهان  به نقش جهان رفت تا در مراسم احیای ورزش چوگان بعنوان یکی از میراث های تاریخی و فرهنگی ایران شرکت کند .

روایت آشفتگی و غریبه بودن خبرنگار در اصفهان، شهر مدیریت های بزرگ اینبار آنچنان رقم خورد که اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری اصفهان آزمون این میزبانی را با نمره ای پایین پشت سرگذاشت. 

1- فاصله تا مقصد؛ پیاده‌روی با تجهیزات سنگین

اگر میزبان به این نکته واقف باشد که خبرگزاری ها باید در لحظه خبر را مخابره کنند و عکاسان خبری با تجهیزاتی که هر کدام از نظر وزنی و قیمتی بسیار باارزش هستند باید عکس از لحظه ورود میهمان داشته باشند؛ هیچ گاه خبرنگار و عکاس مجبور نبودند فاصله بین نقش جهان و هتل عباسی را با تجهیزات سنگین در گرما و ترافیک پای پیاده طی کنند. در حالی که مسئولان با خودروهای اختصاصی خود در معرض باد کولر خودرو مسیر نقش‌جهان تا هتل عباسی را طی کردند و سروقت به محل برگزاری دومین جلسه رسیدند.

* این تصویر، نمادی از یک نگاه ابزاری به رسانه است نه نگاه به یک رکن تاثیر گذار.

۲. جایگاهِ خبرنگار؛ دیوارنشینی به جای اطلاع‌رسانی

این پازل برگزاری وقتی به بحران تبدیل شد که به مقصد رسیدند، و بحران جایگاه در نقش جهان شروع شد. دریغ از یک سکوی حداقلی برای عکاسان؛ صندلی برای نشستن خبرنگاران.

در هتل عباسی نیز ، دریغ از یک فضای استاندارد برای نوشتن خبرنگاران. وقتی حرفه ای در جایگاه میزبان عمل نکنی خروجی کار جز آشفتگی نخواهد بود.  

۳. اینترنت؛قصه پر غصه این روزهای خبرنگاران و نبردی نابرابر برای ارسال اخبار

در عصر تکنولوژی که سرعت انتشار اصل اول خبر است در سفری چنین مهم که به قول مسئولان، ترکیب دیپلماسی ملی و سرعت عمل برای بازسازی خرابی های ناشی از جنگ است. دست و پنجه نرم کردن خبرنگاران و عکاسان  اصفهانی با اینترنت لاک پشتی یعنی اتلاف فرصت طلایی دیده شدن دستاوردهای این سفر که می توانست مدیریت شود.  

* در ادامه سلسله اتفاقات سفر آقای وزیر در اصفهان آب سردی که در بخش پذیرایی و تدارکات بر پیکر کرامت خبرنگاران خصوصا بانوان خبرنگار ریخته شد نماد یک پارادوکس تلخ بود حاکی از نگاه ابزاری به رسانه خصوصا بانوانی که کرامت انسانی آنها در این سفر نادیده گرفته شد.

و پایان این سفر که خاطره بی مهری های اجرایی آن در ذهن عکاسان و خبرنگاران ثبت شد این چنین بود:

***رهاشدگی در پایان و بحران بازگشت

این داستان و روایت تحقیر در انتهای برنامه تکمیل شد،مراسم تمام شد، وزیر و مدیران سوار بر خودروهای خود به قسمت بعدی سفر رفتند ولی هیچ کس از مسئولان و میزبان های این مراسم از خبرنگاران و عکسان نپرسید که چگونه به شهر باز می گردید.

محل برگزاری دور از مرکز شهر بود و نبود کوچکترین تمهیدات ترابری برای اصحاب رسانه، خصوصا 6 بانوی حاضر در مراسم این امر را به بحرانی تبدیل کرد که در نهایت همکاری گروهی و استفاده از خودروی شخصی یکی از عکاسان پایان این سفر خبری پرچالش برای اصحاب رسانه را به یک بحران لجستیکی تبدیل نکرد.

*******آقایان مسئول:

حقیقت این است که افتتاح و سخنرانی تنها نیمی از مسیر مدیریت شماست. نیم دیگر پاسداشت کرامت کسانی است که این رویدادها را ثبت و ضبط می کنند. باید به این نکته واقف باشید که رسانه دکور شما نیست، صدای شماست.

و کلام آخر:

آیا کسی از خود پرسید عکاسان، خبرنگاران با چه رنج و قیمتی این اخبار را ثبت کردند؟؟؟

 

آخرین اخبار
اقتصادی
شهریور 16, 1405
به گزارش آلاچیق خبر / افزایش مصرف برق در سال‌های اخیر و ضرورت تأمین انرژی پایدار برای بخش‌های مختلف صنعتی، کشاورزی و خانگی، موجب شده توسعه ...
اقتصادی
شهریور 15, 1405
به گزارش آلاچیق خبر به نقل از روابط عمومی مخابرات منطقه اصفهان، در متن این تقدیرنامه خطاب به اصغر فارقلیطیان آمده است: « توسعه زیرساخت‌های حمل و نقل ...
اقتصادی
شهریور 15, 1405
سرهنگ اکبر معادلی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری پلیس با اشاره به انتشار برخی مطالب در شبکه‌های اجتماعی مبنی بر امکان خرید خدمت سربازی، اظهار داشت: ...

Please publish modules in offcanvas position.