به گزارش آلاچیق خبر / آقايي که براي مشاوره به واحد مشاوره کلانتري آمده بود گفت: من نمي دانم چرا اين قدر ساده و زودباورم و به همه اعتماد مي كنم سر اين قضيه هم هميشه با دردسر هاي زيادي روبرو مي شوم يك نمونه آن دردرسري است كه به خاطر فروش خودرو برسرم آمد.
او ادامه داد: تقريباً 6 ماه قبل تصميم گرفتم اتومبيلم را عوض کنم از چند بنگاه قيمت گرفتم تا اينکه يکي از دوستانم خريداري را به من معرفي کرد. خريدار قرار گذاشت تا به محل زندگي او بروم و با هم به بنگاه برويم و معامله را انجام دهيم. منزل من تا محل قرار سکونت خريدار فاصله زيادي داشت وقتي رسيدم بنگاه بسته بود. آن دو مردي كه سر قرار آمده بودند و يکي خريدار و ديگري دوستش بودند از من خواستند به منزلشان بروم و آنجا قرار داد معامله را بنويسيم .
ساعت تقريباً 11 شب بود من هم قبول کردم يک ساعت منزلشان بودم و قرار شد آنها به من چک بدهند و من ماشين را فردا به آنها تحويل دهم. خيلي سرخوش بودم و فکر مي کردم معامله خوبي انجام دادم تازه حواسم به همه چيز بود که کلاه سرم نرود، حتي وقتي همسر خريدار ماشين برايم چايي آورد من چايي که جلوي او بود را خوردم چون ترسيدم نکنه داروي بيهوشي در آن ريخته باشند.
وقتي نوشتن قرار داد تمام شد گفتم فردا صبح که چک ها را پاس كردم و مطمئن شدم، بياييد و ماشين تحويل بگيريد. آنها هم قبول کردند و بعد دوست خريدار دستي به شانه من زد و گفت مي شه امشب دوستم تا دم منزل شما رانندگي کنه، من هم گفتم اشکالي نداره و بعد روي صندلي شاگرد نشستم و به اتفاق هم راه افتاديم. در بين راه ناگهان احساس کردم يک چاقو زير گلويم گذاشته اند بله دوست آن آقا كه صندلي عقب نشسته بود چاقو را کمي فشار داد و گفت زود پائين اين برگه را امضاء کن که پول را تمام و کمال گرفته اي و اثر انگشت هم بزن، جالب بود استامپ هم آورده بودند.
يک لحظه گفتم امضاء نمي کنم اما با چاقو فشار بيشتري آورد در آن لحظه پسر کوچک و همسرم جلوي چشمم آمدند و امضاء کردم، بي انصاف ها چنان مرا از ماشين بيرون پرت کردند که تمام دست و پام تا چند وقت درد مي کرد، همان شب به دوست وکيلم و به 110 هم زنگ زدم، با پليس به در خانه آنها رفتيم زن خريدار ماشين گفت رامين رفته بيرون و هنوز نيومده .
خلاصه مدتي دستم به دادگاه بند بود و آخر سرهم با وقاهت تمام جلوي قاضي گفت که پول اين مرد را تمام و کمال داده ام و مي خواهد از من اخاذي کند و برگه اي كه از من امضاء گرفته بود را نشان قاضي داد و من نتوانستم چيزي را ثابت کنم از آن روز تابحال خيلي ناراحتم و اضطراب و دلهره دارم و خواب راحتي ندارم، از طرف ديگر همسرم هم مدام مرا سرزنش مي کند ديگر از دست سرزنش هاي او خسته شدم.
چگونه طعمه كلاهبرداران نشويم؟
كارشناس واحد مشاوره کلانتري در اين باره گفت: آنچه که در اين پرونده قابل تأمل است ساده انگاري و عدم برخورد مدبرانه در حوزه ارتباط با غريبه ها به شمار مي آيد که فرد مذكور را با نوسانات شديدي درحوزه مالي مواجه ساخته است.
وي يکي از دلايل اصلي نارضايتي در زندگي زناشويي اين شخص را نيز سادگي و بي مبالاتي او عنوان كرد و اظهار داشت: تأثيرات روان شناختي اين وقايع، ايجاد اضطراب بالا و عدم آرامش براي فرد و خانواده اش مي باشد چرا كه همسر اين شخص نيز مي گويد اين حوادث پاياني ندارد و امنيت مالي ما هميشه با خطر روبرو بوده است.
خانم روانشناس اظهار داشت: داستاني که اين مرد بيان کرد تنها يکي از ده ها اتفاقي بود که برايش رخ داده و او نتوانسته بود هيچ کدام آنها را مديريت کند و هميشه نقش يک قرباني را بازي کرده است .
وي با بيان اينکه افراد کلاهبردار و متقلب هميشه آماده هستند تا از سادگي و زودباوري افراد ديگر کمال استفاده را ببرند گفت: اگر اين شخص معامله خودرو را با روش مناسب و قانوني انجام مي داد خطر کمتري او را تهديد مي کرد.
اين كارشناس مشاوره پليس اظهار داشت: بايد بدانيم تردد در مناطقي که شناخت کافي و آگاهي از مناطق نداريم ممکن است ضربات و خسارت جبران ناپذيري براي ما به وجود آورد. به همين جهت توصيه مي كنيم شهروندان حتماً در انجام معاملات خود نكات ايمني و هشداري را رعايت كرده و هرگز به تنهايي وارد معامله نشوند و در صورت مشكوك شدن به موضوع در هر مرحله اي پليس را در جريان بگذارند.






